بارون که بیاد، طلسم رو باطل می کنیم!

&&#35 xD بادران نشست روی صندلی دسته دار پارچه ی بزرگ سفید را پهن کرد روی پایش استخوان خشکی را داد تا بکوبم و پودر کنم پودر را ریختم کف دستش جواد قاسمی بادران نشست روی صندلی دسته دار پارچه ی بزرگ سفید را پهن کرد روی پایش استخوان خشکی را داد تا بکوبم و پودر کنم پودر را ریختم کف دستش مشتش را بست و شروع کرد به وردخواندن خاک خیس گوشه ی باغچه را چال کردم هسته های خرما را که بادران داده بود ریختم توی چاله ادامه …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *